تبليغاتX
ترانه ای که نخواهم سرود...
فریاد در باد سایه ی سروی به جای می گذارد / بگذارید در این کشتزار گریه کنم...

یک دانه توت در دهانت می گذارم و

 

پنجره را می گشایم

 

یک تکه آسمان آبی بر فراز خانه ی مان و

 

تو از معنی اطلسیهای پژمرده می پرسی؟ و

 

من با کارد قلبم را از سینه بیرون می آورم برای تو

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 13:47  توسط م. نوین  |