|
فریاد در باد سایه ی سروی به جای می گذارد / بگذارید در این کشتزار گریه کنم...
|
شب يلدا" يا "شب چله"، آيين باستانى ايرانيان كه از پس گذر زمان با تمام مشکلات مردم ايرانزمين همچنان برجا و استوار مانده، شب اول زمستان و طولانيترين شب سال است؛ فرداي شب درازناک سال با دميدن خورشيد، روزها بلندتر شده و روشني بر تاريكي رازناک چيره ميگردد.
ايرانيان هماره، خورشيد را نماد نيكي ميدانستهاند و شب آغاز زمستان را شب زايش ايزد مهر يا زايش خورشيد و از اين رو جشن به پا ميكردهاند.
واژه "يلدا" از زبان سرياني بهمعناي "تولد" يا "ولادت" و يلدا زادروز ايزد مهر يا "ميترا" است. و اينگونه جشن شب يلدا يک جشن آريايي است که پيروان آئين مهر آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار ميکردهاند.
شب يلدا در ايران باستان
در ايران باستان و گذشتههاي پيش از زمان "اشو زرتشت"، در ميان مردماني که زندگي خود را با کشاورزي و دامپروي ميگذراندند، مردم با تضادهاي موجود در طبيعت مانند سپيدي و سياهي، روشنايي و تاريکي، روز و شب، گرما و سرما و تضادهايي در خوي انساني مانند خوبي و بدي، دوستي و دشمني و گذشت و کينه آشنا شدهبودند و در باور خود، آنچه را که براي زندگي مفيد قرار ميگرفت، از جلوههاي خداي خوب و آنچه را که بد و زيانآور بود، از جلوههاي خداي بد ميپنداشتند.
به همين انگيزه، آنها روز و روشنايي را بيشتر دوست ميداشتند، چون هنگام کار و کوشش، خوشي و بالندگي بود. با فرارسيدن شب، آتش ميافروختند تا جلوههاي بد زندگي پديدار نگردد. در شبهاي دراز زمستان، گِرد هم جمع ميشدند و آتش ميافروختند تا روشنايي را افزون سازند. هنگاميکه درازترين شب سال يعني آخرين شب از ماه آذر فرا ميرسيد، به انگيزهي اينکه از فرداي آن شب، روشنايي بيشتر و روزها درازتر خواهد شد، گردهمآمده و شادي ميکردند.
در زمان گذشته، ايرانيان ميوههايي را که تا آن زمان سالم ماندهبود با آجيل و خوراکيهاي ديگر فراهم ميکردند، همهباهم تا پاسي از شب را با شادي و سرور ميگذراندند و با اين شيوه به پيشباز چله بزرگ ميرفتند که از فرداي آن روز شروع ميشد. در چلهاي که با آمدن آن، سرما واقعي زمستان فرا ميرسيد و تا جشن سده يعني چهل روز ديگر ادامه داشت.
پسازآن چله کوچک آغاز ميگشت، يعني سرماي زمستان کاهش مييافت. چلهي کوچک از روز بعد از جشن سده شروع ميشد و تا روز بيستم اسفند ماه ادامه داشت و اين هنگامي بود که سرماي زمستان بهآرامي کاهش مييافت. پس از چلهي کوچک، شکفتن شکوفهها آغاز ميگرديد و فرارسيدن بهار را نويد ميداد.
کريسمس همان شب يلدا است
در برخي منابع آمدهاست وقتي پس از بر سركار آمدن اشكانيان، سرداران و نظاميان رومي ايران را ترك كردند، آيين مهرپرستي را از ايرانيان آموخته و بدان عمل ميكردند. آنها آيين "ميترائيسم" يا "مهرپرستي" را در مغربزمين توسعه دادند.
اين آيين تا مدتها بهصورت يك فرقه مخفي در اروپا رواج داشت. بهعنوان مثال يكي از بازماندههاي اين آيين بهعنوان معبد مهري در مركز شهر لندن هنوز برپاست. اين معبد را زماني كه روميها لندن را در سيطره خود داشتند، ساخته بودند.
تا ظهور مسيحيت، مهرپرستي يكي از آيينهاي رايج در اروپا بود. پس از پذيرش مسيحيت بهعنوان دين رسمي در سال 314 ميلادي توسط كنستانتين، ارباب كليسا و دولتهاي حاكم تلاش كردند، بقاياي نظامهاي اعتقادي ديگر را از ميان ببرند و درعوض آيينهاي مسيحي را حاكم كنند.
در اين فرآيند مسيحيسازي همهچيز، برخي از سنن مقاومت كردند كه ازجمله آنها بزرگداشت ميلاد مهر يا ميترا بود. كه روميان آن را آغاز سال ميدانستند و روز 21 دسامبر را به اين مناسبت جشن ميگرفتند. کليسا بهناچار جشن تولد مهر را بهعنوان زادروز عيسي پذيرفت.
پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه كبيسهها رخ داد، اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت و از سوي مسيحيان بهعنوان روز كريسمس جشن گرفته شد. از اين روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر ميشود و درخت سرو و ستاره بالاي آن هم يادگاري از کيش مهر است.
رسوم آييني شب يلدا
در اين شب معمولاً رسم بر اين است كه افراد از دورونزديك در منزل بزرگ خانواده مثل پدربزرگ و مادربزرگ گرد هم ميآيند و تا پاسي از شب با خوردن ميوه و آجيل به جشن و شادي ميپردازند.
هر خانواده، ميوههايي مانند خربزه، سيب، بِه، انگور و بهويژه هندوانه و انار را که رنگ سرخ دارند، تهيه ميکنند و با خود به جشن شب چله ميآورند. رنگ سرخ، رنگ رفتن و فراز آمدن روشنايي در غروب آفتاب و سپيده است که در آيين مهر از جايگاه ويژهاي برخوردار است.
ايرانيان بر اين باور بودهاند که با خوردنيهاي شب يلدا، مثل خوراكيهاي پاي سفره هفتسين طبيعت گرم را ميتوانند سرد، و طبيعت سرد خود را گرم كنند.
به اين صورت كه اگر از گرمي مزاج رنج ميبرند، هندوانه و انار و اگر از سردي آزرده ميشوند توت، كشمش، خرما و مثل آن بخورند.
در بين ميوهها هندوانه از اهميت بيشتري برخوردار است، زيرا بعضي از زرتشتيان باور دارند که اگر مقداري هندوانه در شب چله بخورند، در سراسر چلهي بزرگ و کوچک، يعني زمستاني را که در پيش خواهند داشت، سرما و بيماري بر آنها اثر نخواهد گذاشت.
غير از ميوه، گاهي آجيل، شيريني و شربت نيز در خوراکيهاي شب چله وجود دارد. مهمانان شب چله تا پاسي از شب، همه دور هم مينشينند. گاهي مادربزرگ داستانهاي شيرين روزگار گذشته را براي بچهها تعريف ميکند. پدر بزرگ يا سالخوردهي ديگري تفأل به ديوان حافظ ميزند و بخشهايي از داستانهاي شاهنامهي فردوسي را ميخواند و از حماسههاي افتخارآفرين ايرانيان، سخن ميگويد. همه با شادي و سرور، شب چله را پشت سر ميگذارند. با نيايشگاه "اُشَهِن"، شب بزرگ سال را همراهي ميکنند و گاهي آن را به سپيدهدم ميرسانند تا زايش نور را از پس تاريکي شبي سرد به نظاره بنشينند.
جشن ديگان
در تقويم زرتشتي، هريک از روزهاي ماه نامِ بهخصوصي دارد. بهعنوانمثال: هرمز، بهمن، ارديبهشت، شهريور، سپندارمز، خرداد، امرداد، دي بهآذر، آذر و... زرتشتيان در هر ماه، هنگامي که نام روز با نام ماه برابر ميشود، آن روز را جشن ميگيرند و هر يک از اين جشنها را به مناسبتي برگزار ميکنند.
واژهي "دي"، "آفريدن و آفريدگار" معني ميدهد. در ماه دي، غير از نخستين روزِ ماه که "اورمزد" ناميده ميشود و نام خداوند است، سه روز ديگر به نامهاي "ديبآذُر"، "ديبمهر" و "ديبدين" وجود دارد.
بنابراين جشن ديگان برابر است با يکي از اين روزها در ماه دي، که دوم، نهم و هفدهم در تقويم خورشيدي است. در ايران باستان نخستين جشن ديگان، در ماه دي يعني روز اورمزد از ماه دي، "خرمروز" نيز نام داشتهاست. در اين روز که روز پس از شب چله، پادشاه کشور و حاکم شهر، ديدار عمومي با مردم داشتهاست. اکنون نيز زرتشتيان در برخي از شهرها و روستاها، يکي از روزهاي دي، در ماه دي و يا همهي آن را جشن ميگيرند. همانند جشنهاي ماهيانه ديگر، کوشش ميکنند تا در محلهاي عمومي مانند آتشکده گرد هم آيند و جشن ديگان را با سرور و شادماني برگزار کنند.
شب يلدا نزد ايرانيان امروز
ايرانيان از قديم به داشتن جشنهاي گوناگون و فراوان شهره بودهاند؛ اما بيش از نيمي از ايرانيان امروز مخارج بالاي شب يلدا (گراني ميوه و آجيل) را از مشكلات برگزاري مراسم شب يلدا ميدانند.
نتايج يک نظرسنجي درباره جايگاه شب يلدا بهعنوان يكي از جشنهاي باستاني در ميان مردم که همشهري آنلاين به روش تلفني انجام دادهاست؛ نشان ميدهد:
1. نوددرصد مردم ميدانستند تاريخ شب يلدا سی آذر يا اولين شب زمستان است و معادل دهدرصد تاريخ شب يلدا را نميدانستند.
2. پنجاهويکدرصد مردم اعلام كردند جشن شب يلدا از قديم رسم بودهاست، معادل شش درصد معتقد بودند، جشن شب يلدا از زمان زرتشت رسم شدهاست، چهلودو درصد قدمت شب يلدا را نميدانستند.
3. شصتودودرصد، مردم طولانيترين شب سال را دليل جشن شب يلدا معرفي كردند و نهدرصد معتقد بودند، جشن شب يلدا بهدليل ورود به فصل زمستان است. معادل نوزدهدرصد دليل جشن گرفتن شب يلدا را نميدانستند.
4. درصد مردم هر سال شب يلدا را جشن ميگيرند، معادل دودرصد گاهي اوقات شب يلدا را جشن ميگيرند و معادل يازدهدرصد شب يلدا را جشن نميگيرند.
5. چهلدرصد با خانواده و معادل سیوسهدرصد با بزرگترها شب يلدا را جشن ميگيرند.
6. چهلدرصد مردم از مراسم شب يلدا تهيه و خوردن ميوهها و آجيل مخصوص اين شب، معادل چهاردرصد تعريف كردن خاطره و حكايت، معادل بيستونهدرصد خوردن ميوه، آجيل و تعريف كردن خاطره و حكايت و معادل شانزدهدرصد همه موارد بهعلاوه تفأل به حافظ را بهعنوان مراسم شب يلداي خود معرفي كردند.
7. پنجاهوچهاردرصد مردم مخارج بالاي شب يلدا (گراني ميوه و آجيل) را از مشكلات برگزاري مراسم شب يلدا معرفي كردند و بيستوهفتدرصد اعتقاد داشتند، هيچ مشكلي براي برگزاري مراسم شب يلدا وجود ندارد، چون اصل دور هم جمع شدن است و هيچ مشكلي نميتواند مانع از همنشيني خانوادهها شود.